زهرا جون مامان زهرا جون مامان ، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 28 روز سن داره

زهرا کوچولو مسافر کربلا

بريم !

دخترك اين روزها در خانه چرخ مي زند و مي گويد : " بِييم ، بِييم " ترجمه مي كتم براتون : بريم ، بريم ! امروز صبح كلاهش را آورده داده دست من و با ناله مي گويد : " بِييم ، دَدَ " دلم برايش سوخت ! طفلكي ١٢ ساعت بود از خانه بيرون نرفته بود ! ( شب قبل تا ساعت ١١ شب دَدَ تشريف داشتن خانوم خانوما ! ) امشب دخترك رفته كشوي لباسهاي زمستانيش را باز كرده ، سويشرتش را در آورده و داده دست بابايي و گفته " بِييم " ! پانوشت : صبح بين خواب و بيداري دخترك را ديدم كه بالاي سرم ژاكت بدست نشسته ! طفلكي التماس دَدَ داشته گويا !!
8 دی 1392

دوستان ! دعا كنيد لطفا ....

دوست عزيزم زينب جان ، ( صاحب وبلاگ روزنه هاي اميد و پرواز يك فرشته ) قراره فردا يعني امروز ٨ دي ساعت ١٢ ، مسافر كوچولوش رو روي زمين پياده كنه ! خاله هاي مهربون ، تو رو خدا براي سلامتي " نازنين زهرا " و مامان صبورش دعا كنيد . زينب تو اين بارداري خيلي اذيت شد ، من تا حدي غصه شو مي فهميدم : ريسك سندرم داون زهراي من در غربالگري دوم بالا بود و ما مرديم و زنده شديم تا دخترك به دنيا آمد و زينب هم با اتفاقي تقريبا مشابه درگير بود در اين چند ماه و البته تا همين لحظه كه من دارم اس ام أسي باهاش صحبت مي كنم .همون طور كه گفتم من بخش كوچكي از غصه هاي زينب رو مي فهمم وگرنه غم پرواز فرشته كوچولوش در شهريور ٩١ ، هر قامتي رو خم مي كنه .... خلاصه كنم: خواهري...
8 دی 1392

کدبانو - 2

کدبانوگری یعنی ......                                             خسته نباشی خانوم خانوما :       عارض بودم خدمتتنون که کدبانو گری یعنی اینکه بعد از جمع کردن لباسها ، بند رخت رو جمع کنی بذاری یه گوشه  ( بصورتی که همکارم در بالا نشان دادند )   پانوشت : بست کدبانو  ( پنج شش پست پایین تر ، عکسدار شد )   ...
1 دی 1392

فطرت الهی

قربان آن فطرت الهی بروم که هنوز تجلی گر انوار الهی است . وقتی که دخترک " به به " گویان ، پستانکش ، شیشه قطره آهن و یا حتی فنجان چینی را بر می دارد و از پشت شیشه آکواریوم  می خواهد به ماهی " به به " بدهد ؛  یک جلوه از " رحمانیت و رحیمیت " خدا در خانه ما می تابد . عکس برای روزی است دخترک  " به به " گویان می خواست بیسکویتش را از بالای آکواریوم برای ماهی بیندازد :       ...
1 دی 1392

همه هستی ام حسینه ....

دلمان این روزها عجیب کربلا می خواهد . دیروز دخترک با دیدن تصاویر پیاده روری زائران و شنیدن صدای نوحه ، شروع به سینه زدن کرد .    زهرا در همایش شیر خوارگان حسینی       ...
1 دی 1392