زهرا جون مامان زهرا جون مامان ، تا این لحظه: 13 سال و 7 ماه و 28 روز سن داره

زهرا کوچولو مسافر کربلا

وقتی مامان دست به میل می شود !

وقتی مامان دست به میل می شود ، حاصلش می شود این سارافون پلیسه . از این تریبون تشکر وافر خود را از دوست هنرمند و مهربانمان " مامان دخترا "  اعلام می نماییم که آموزش بافت این سارافون را در وبلاگ چهل تیکه قرار دادند و با سعه صدر به سوالات ما پاسخ دادند .   عکسها مربوط به آتلیه خانگی ده ماهگی دخترک می باشند.                                 ...
14 بهمن 1392

نازي ، نازي !

معمولا دختر بچه ها عروسكشونو ناز مي كنند ، دختر بچه ما قوطي خالي شامپو فيروزش رو چسبونده به خودش ، نازش مي كنه و مي گه : " نا ، نا " ! پانوشت : " نا " ، به معناي " نازي " است در ادبيات دخترك .
13 بهمن 1392

یه روز برفی

یک گردش مادر دختری در یک ظهر برفی ، مکان : تراس منزل     با اینکه دخترک از صبح از پشت شیشه  برف را می دید ، وقتی رفتیم توی تراس انگار هنگ کرده بود بچه ، مدتی بی حرکت ایستاد و نگاه می کرد :                         این  هم یک آدم برفی کوچولو :        وقتی اولین بار تو زندگی زهرا برف بارید ، زهرا این شکلی بود :         این هم لباسی که مامان خانوم تن بچه ١٥ روزه کرده ! اون هم تو یه روز برفی ! ( البته صبح تنش کرده بودم ، حوالی ظهر فهمیدم برف دار...
13 بهمن 1392

شما اونجا چیکار میکنی؟

در این مواقع من به زهرا می گم : یعنی این خونه هیچ جای دیگه ای نداشت که شما رفتی اینجا؟؟؟                           پانوشت :   جهت جلوگیری از عملیات تخریب گرانه خانوم خانوما ، بین کشوها مقوا گذاشتیم . دیگه نمی تونه بازشون کنه ...
11 بهمن 1392

نقاش کوچولو

دخترک شبها خیلی زودتر از من به خواب می رود و صبحها زودتر از من از خواب بلند می شود . صبح ها من وسط اتاقش می خوابم و  زهرا با خودش بازی می کند ، کمد را بیرون میریزد ،از سر و کله من بالا می رود ، هرازگاهی میآید صورتش را کنار من روی بالش می گذارد و می خندد و .... چهارشنبه صبح همین برنامه را داشتیم . من مثلا خوابیده بودم و دخترک بازی می کرد  از یهک بازه ای صدای خش و خش می شنیدم . فکر می کردم دخترک تخته نقاشیش را روی دراور می کشد . خیلی خوابم میآمد، بی خیال نابودی رنگ دراور شدم و باز مثلا خوابیدم . ( دقت کنید همش مثلا بود ! تو این شرایط که باید بین خواب و بیداری حواست به یه فسقلی هم باشه خوابیدن&n...
11 بهمن 1392

نمکدان

دخترک نمکدان بدست در خانه رژه می رورد . بابایی رو به زهرا می گوید : " بابایی تو خودت نمکدونی ! نمکدون چرا گرفتی دستت؟ ! "                       ...
11 بهمن 1392

هوا دلپذیر شد ....

همین که هوا کمی گرمترشد و آلودگیش کمتر ،  بهانه ای شد برای یک گردش یهویی در ارتفاعات تهران !   چهارشنبه ، دهم بهمن ١٣٩٢، ساعت ١٨:٤٥ ، توچال                               ...
11 بهمن 1392