خدايااااااااا شكرررررررررررت !
همين الان زينب جان تماس گرفت . تازه آورده بودنش توي بخش . از صداش معلوم بود كه درد داره . گفت : خدا رو شكر سالمه ! فقط يه كم كوچولوه ! و من در اون لحظه در آسمان ها پرواز كردم . نازنين زهراي عزيز ، با وزن ٢٥٠٠ گرم ، " به به " هم خورده بود و الان كنار مامان زينبش بود. يك بار به زينب گفته بودم روزي كه تو زايمان كني ، اون روز عروسي منه ! خداااا شكرررررت ! راستي اولين باري كه بود كه صداي زينب عزيز را مي شنيدم و چقدر مهربان بود اين تازه مادر !
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


خدايااااااااا شكرررررررررررت !
