دخترك همچنان بهاري است
در چهل و سومين روز پاييز ، پنجمين شكوفه روييد.... حالا ديگر هر كدام از مرواريد هاي پايين دخترك يك دوست در بالآي سرشان دارند. پانوشت : تا الان صد بار از خودم پرسيده ام .... آخه من چي فكر كردم پيش خودم كه ساعت ١١:٣٠ شب براي دخترك سوپ بارگذاشته ام و تا الان بيدار منتظر نشسته ام تا گوشتهايش خوب نرم شوند !!! واقعا چي فكر كردم ؟؟؟ آهان ! أصلا فكر نكردم ، يه كم فكر كرده بودم اين كار رو نمي كردم !!!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی


دخترك همچنان بهاري است
